خدایا.......................

 

خدایا

یاری ام ده تا درآستانت همه گوش وخاموش باشم

فریفته ظواهر نشوم

از رنگ وپوست درگذرم وبه مغز هرچه برسم

زشتی هارا فروگذارم وفقط زیبایی هارادریابم

عمر به نادانی نگذرانم و بی وقفه بیاموزم وبیاموزانم

دستگیرم شو تادلم رابازیچه حسرت هانسازم

تادرد ورنج راه را به هیچ نگیرم

وبه گنج مقصود چشم امید بدوزم

پس مرا عطشی عطاکن

که جز بادریای رحمت توسیراب نشوم

چون بخشایش تودریاست

وبخشش این ان همچون جوی

مرا دریاب تاگوهر از دریا بجویم

نه ازهر باریکه جوی

 

امین

 

کجاهستم ........................

 

 

کسي که از صدا ميگفت،به لب مهر سکوتم زد

مرا بالاي بالا برد،ولي سنگ سقوطم زد

چه ها گفتند و نشنيدم

بدي کردند و بخشيدم

به زير تيغ، اشک ريخت ولي من باز خنديدم

سکوتم حرفها دارد،ولي چشم و دهان بستم

ببين اي خواب ديروزي،کجا بودم کجا هستم

 

این روزها ............................

 

 

این روز ها آنقدر با خودم مشکل دارم که


پشت سر خودم حرف میزنم ...


یکی به دو میکنم , با آینه ...


...


لباس هایم را به دو رنگی متهم میکنم


و هر صبح , بهم میزنم حال دنیا را


در فنجان های قهوه ندیده ...


بی آنکه نگران این باشم که فال ِ آدمهایش از هم سر در بیاورد ...

 

 

 

............................

 

 

 

   خیلی دلم گرفته

 

................دارم خفه میشم خدا

 

 

دنیای من.......................

 

 

تو چه ساده ای و من، چه سخت
تو پرنده ای و من، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من، ولی همیشه گیر کرده ام.
تو به موقع می رسی و من،
سال هاست دیر کرده ام.
***
خوش به حال تو که می پری!
راستی چرا
دوست قدیمی ات _ درخت را _
با خودت نمی بری؟
***
فکر می کنم
توی آسمان
جا برای یک درخت هست.
هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را
روی ما نبست.
یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر
توی آسمان آبی ات بکار.
***
خواب دیده ام
دست های من
آشیانه تو می شود.
قطره قطره قلب کوچکم
آب و دانه تو می شود.
میوه ام:
سیب سرخ آفتاب.
برگ های تازه ام:
ورق ورق
نور ناب.
***


خواب دیده ام
شب، ستاره ها
از تمام شاخه های من
تاب می خورند.
ریشه های تشنه ام
توی حوض خانه خدا
آب می خورند.
***
من همیشه
خواب دیده ام، ولی
راستی، هیچ فکر کرده ای
یک درخت
توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!
ریشه های ما اگرچه گیر کرده است
میوه های آرزو، ولی
رسیدنی ست.

 

 

به پایان نزدیکم .........................

 

 

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم

امروز هم گذشت

با مرور خاطرات دیروز

با غم نبودنت...و سکوتی سنگین

و من شتابان در پی زمان بی هدف

فقط میروم ...فقط میدوم

یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما

گرمی مهر تو را میخواهند

غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند

میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی

صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی

فقط صدایی مبهم

قول داده بودی برایم سیب بیاوری

سیب سرخ خورشید

سیب سرخ امید

یادت هست؟؟؟



و رفتی و خورشید را هم بردی

و من در این کوچه های تنگ و تاریک

سرگردانم و منتظر

برگی از زندگی ام را ورق میزنم

امروز به پایان دفترم نزدیکم...

 

 

 

عشق اهنی .....................

 

 

وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است


معیار مهرورزی مان سنگ بودن است


دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است؟


اصلا


کدام احمق از این عشق راضی است؟


این عشق نیست


فاجعه ی قرن آهن است


من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

 

 

 

عاشقان عیدتان مبارک

 

 

نیمه شعبان سرود زندگی است نیمه شعبان فرار از بردگی است

نیمه شعبان سلامی از خــــدا                      بر همه افراد شهر بنــدگی است

نیمه شعبان امیــــد خستگان       مقصدی‌برجاده‌های‌خستگی‌است

نیمه شعبان چو كالائی گــران نوبـر بـازارهـای كهنه‌گی است

نیمه شعبان چو حصنی استـوار                 قلعه‌ای با سردر همبستگی است

نیمه شعبان چنــان یك سرپناه   آخرین امید در بیچـارگی است

نیمه شعبان به سـان مشعــلی                   در افق‌های سیاه زندگــی است

نیمه شعبـان بـرای مسـلمـین  سـالـروز خلقت آزادگـی است

نیمه شعبان بـرای دین حــق بیرقی بر قلّـهء دلـدادگـی است

نیمه شعبان سر آغــاز فـرج                     برسپاه مسلمین آمــادگـی است

نیمــه شعبان بـه‌ سـان دشمنی  بهر بی‌دردیّ واشرف‌زادگی است

نیمه شعبان غدیر و بعثت است  جلوهء خم در كمال سادگی است

نیمه‌شعبان چو خورشیدی منیر                نوربخش عمر ظلمت دیدگی است

نیمه‌شعبان نه‌یك روزاست وبس  بلكه با تـاریخ در پیوستگی است

نیمه شعبان،خدا داند كه چیست  بر ثُـرائی قدر آن در تیرگی است


..................

 

 

مراباابروداری چه کار؟ ای اشـــک !!! راحــت باش

                                                   که صـــدها ماجرا دارندباهم عشق ورســوایی